گفتگوی جدید
کاربر
فعل و مفعول و فاعل حکایت محبت فارسی ششم
دستیار
حکایت «محبت» در فارسی ششم دبستان داستان دو دوست است که در بیابان سفر میکردند و پس از یک مشاجره، یکی به صورت دیگری سیلی میزند و در ادامه ماجرای نجات از باتلاق و نوشتن روی سنگ پیش میآید.
در ادامه، جملات مهم این حکایت را به همراه نقشهای دستوری اصلی (**نهاد/فاعل**، **مفعول** و **فعل**) تفکیک و بررسی میکنیم:
---
### ۱. «دو دوست در بیابان همراه بودند.»
* **نهاد (فاعل):** دو دوست
* **مفعول:** ندارد (فعل اسنادی است)
* **فعل:** بودند (فعل اسنادی)
---
### ۲. «یکی از آنها به دیگری سیلی زد.»
* **نهاد (فاعل):** یکی از آنها
* **مفعول:** سیلی (چه چیزی را زد؟ سیلی را)
* **فعل:** زد
---
### ۳. «آن دوست بر شنها نوشت: امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.»
* **جمله اول:**
* **نهاد (فاعل):** آن دوست
* **مفعول:** کل جملهٔ بعد یا مفهوم «پیام» (در اینجا مفعول مستقیم نیامده، متمم «بر شنها» است)
* **فعل:** نوشت
* **جمله دوم (داخل گیومه):**
* **نهاد (فاعل):** بهترین دوستم
* **مفعول:** سیلی
* **فعل:** زد
---
### ۴. «پایش در باتلاق گیر کرد.» (یا «او در باتلاق افتاد»)
* **نهاد (فاعل):** پایش (او)
* **مفعول:** ندارد (فعل ناگذر / لازم)
* **فعل:** گیر کرد
---
### ۵. «دوستش او را نجات داد.»
* **نهاد (فاعل):** دوستش
* **مفعول:** او (با نشانه «را»)
* **فعل:** نجات داد
---
### ۶. «او بر روی سنگ تراشید: امروز بهترین دوستم جانم را نجات داد.»
* **جمله اول:**
* **نهاد (فاعل):** او
* **مفعول:** سخن یا نوشته (متمم: بر روی سنگ)
* **فعل:** تراشید / حک کرد
* **جمله دوم (داخل گیومه):**
* **نهاد (فاعل):** بهترین دوستم
* **مفعول:** جانم (جانِ من)
* **فعل:** نجات داد
---
### ۷. «باد آن را پاک میکند.»
* **نهاد (فاعل):** باد (انجامدهنده کار)
* **مفعول:** آن (به همراه نشانه «را»)
* **فعل:** پاک میکند
---
### ۸. «هیچ بادی نمیتواند آن را پاک کند.»
* **نهاد (فاعل):** هیچ بادی
* **مفعول:** آن
* **فعل:** نمیتواند پاک کند
---
**نکته آموزشی برای یادگیری بهتر:**
* **فاعل (یا نهاد فاعلی):** کسی یا چیزی است که کار را انجام میدهد (پاسخ به سوال: *چه کسی؟* یا *چه چیزی؟*).
* **مفعول:** کلمهای است که کار بر روی آن انجام شده و معمولاً نشانه **«را»** به دنبال آن میآید (پاسخ به سوال: *چه کسی را؟* یا *چه چیزی را؟*).
* **فعل:** کلمهای است که نشاندهنده انجام کار، روی دادن حالتی یا وجود داشتن در یک زمان خاص است و معمولاً در پایان جمله میآید.