گفتگوی جدید
کاربر
درس فارسی کلاس چهارم درس اول آفریدگار زیبایی ۱۰ کلمه کلمه سخت که ۱۰ کلمه سخت که ارزش املایی داشته باشد و داخل این ده کلمه یک داستان بسازیم
دستیار
سلام! در درس اول فارسی چهارم دبستان (**آفریدگار زیبایی**)، واژههای مهم و با ارزش املایی زیادی وجود دارند. در ادامه ۱۰ کلمهی مهم را انتخاب کرده و با آنها یک داستان زیبا و کوتاه برای درک بهتر و تمرین املایی نوشتهام:
---
### ۱۰ کلمهی مهم و باارزش املایی:
۱. **آفریدگار**
۲. **شگفتانگیز**
۳. **پهنهی وسیع**
۴. **منظره**
۵. **لطیف**
۶. **فراهم**
۷. **نسیم**
۸. **جلوه**
۹. **نیلی**
۱۰. **سپاسگزاری**
---
### داستان: «نقاشی آفریدگار»
روزی علی به همراه پدرش برای گردش به دشت رفتند. در آنجا، **منظره**ای تماشایی روبهروی چشمهایشان قرار داشت. آسمانِ **نیلی**رنگ، سراسر **پهنهی وسیع** دشت را در بر گرفته بود و تکهابرهای سفید مثل پروانههای سبکبال در پرواز بودند.
**نسیم**ِ خنک و **لطیف** صبحگاهی برگ درختان را به آرامی تکان میداد و بوی گلهای وحشی را در فضا پخش میکرد. پرندهها با نغمههای دلنشین، شرایطی پر از آرامش **فراهم** کرده بودند تا هر بینندهای به فکر فرو رود.
علی غرق تماشای این دنیای **شگفتانگیز** شده بود. او رو به پدرش کرد و گفت: «طبیعت زیباترین **جلوه** از قدرت خداست.»
پدر لبخندی زد و گفت: «درست است پسرم؛ بهترین کار ما در برابر این همه زیبایی، تفکر و **سپاسگزاری** از **آفریدگار** توانا و مهربان است.»
---
*نکته برای تمرین املا:* دانشآموز میتواند پس از خواندن داستان، کلمات مشخصشده را در دفتر خود بنویسد و برای هر کدام یک جمله جدید بسازد.
کاربر
کلمه سرد مثل هنرمند نخست اطراف گودالها بنفشه پرندگان خاکستری طبیعت بهار گلگون یک داستان بنویس خوشگل و مرتب
دستیار
این هم یک داستان زیبا و مرتب با استفاده از کلمات مشخصشده برای دانشآموزان کلاس چهارم:
---
### داستان: «بیدارباش بهار»
روزهای آخر اسفند بود و هنوز بادی **سرد** لابهلای شاخههای خشک درختان میوزید. ابرهای **خاکستری** آرامآرام از آسمان کنار میرفتند تا راه را برای تابش پرتوهای زرین خورشید باز کنند.
باران روز قبل تمام شده بود و در **اطراف گودالها**، آب زلال و شفافی جمع شده بود که مثل آینهای کوچک، تصویر آسمان را نشان میداد. کمکم از پشت صخرهها، گلهای کوچک **بنفشه** سر از خاک بیرون آوردند و با عطر دلنشین خود رسیدن روزهای نو را مژده دادند.
**پرندگان** که گویی مدتی طولانی منتظر این لحظه بودند، **نخست** بر سر شاخههای جوان نشستند و با نغمههای شادشان دشت را پر از سرزندگی کردند. در این میان، شکوفههای صورتی و **گلگون** یکییکی روی شاخهها لبخند زدند.
**طبیعت** مثل یک **هنرمند** بزرگ، قلممو به دست گرفته بود و زمین را با زیباترین رنگها نقاشی میکرد؛ نقاشی باشکوهی که نامش **بهار** بود.
---
**کلمات بهکاررفته:**
سرد • هنرمند • نخست • اطراف • گودالها • بنفشه • پرندگان • خاکستری • طبیعت • بهار • گلگون