گفتگوی جدید
کاربر
فعل وفاعل و مفعول حکایت محبت صفحه 13 فارسی ششم
دستیار
حکایت «محبت» در صفحه ۱۳ کتاب فارسی پایه ششم به این شرح است:
> «یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید سنگدلی در دست گرفته و میکوشد تا آن را بشکند. گفت: این مرد اگر در دل نرمی داشتی، هرگز بر این سنگِ سخت دست نیافتی و دلِ او را نشکستی.»
در ادامه، فعل، فاعل و مفعول جملههای این حکایت به تفکیک بررسی شدهاند:
---
### جمله اول:
> **«یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید...»**
* **فعل:** دید (ماضی ساده)
* **فاعل:** یکی از صاحبدلان (نهاد)
* **مفعول:** زورآزمایی («را» نشانه مفعول است)
---
### جمله دوم:
> **«...سنگدلی در دست گرفته...»** *(کوتاهشدهی «گرفته بود»)*
* **فعل:** [گرفته بود] (ماضی بعید نقلی / صفت مفعولی در ساختار جملهواره)
* **فاعل:** [او] (که به همان زورآزما برمیگردد و در جمله پنهان است)
* **مفعول:** سنگدلی (یک تکه سنگ سخت)
---
### جمله سوم:
> **«...و میکوشد تا آن را بشکند.»**
* **بخش اول («میکوشد»):**
* **فعل:** میکوشد (مضارع اخباری)
* **فاعل:** [او] (نهاد پیوسته یا ضمیر مستتر که به زورآزما برمیگردد)
* **مفعول:** ندارد (فعل لازم/ناگذر است).
* **بخش دوم («تا آن را بشکند»):**
* **فعل:** بشکند (مضارع التزامی)
* **فاعل:** [او] (ضمير مستتر)
* **مفعول:** آن («را» نشانه مفعول است که به سنگ برمیگردد)
---
### جمله چهارم:
> **«گفت:...»**
* **فعل:** گفت (ماضی ساده)
* **فاعل:** [او] (ضمیر مستتر که به «یکی از صاحبدلان» برمیگردد)
* **مفعول:** کل سخنی که بعد از آن بیان میکند (جمله نقلقول).
---
### جمله پنجم:
> **«این مرد اگر در دل نرمی داشتی...»** *(داشتی = میداشت / داشت)*
* **فعل:** داشتی (فعل ماضی استمراری به شیوه کهن)
* **فاعل:** این مرد
* **مفعول:** نرمی (مهربانی و لطافت)
---
### جمله ششم:
> **«...هرگز بر این سنگِ سخت دست نیافتی...»** *(دست نیافتی = چیره و پیروز نمیشد)*
* **فعل:** دست نیافتی (دست یافتن: فعل مرکب لازم)
* **فاعل:** [او] (ضمیر مستتر که به «این مرد» بازمیگردد)
* **مفعول:** ندارد (فعل با حرف اضافه «بر» آمده است و متممپذیر است: «بر این سنگ سخت» متمم است).
---
### جمله هفتم:
> **«...و دلِ او را نشکستی.»**
* **فعل:** نشکستی (ماضی استمراری/شرطی کهن به معنی «نمیشکست»)
* **فاعل:** [او] (ضمیر مستتر)
* **مفعول:** دلِ او («را» نشانه مفعول است)