گفتگوی جدید
کاربر
مه من،که روی ماهش مه بی محاق دارد همه شب برای دیدن دلم اشتیاق دارد مگر او به میل خود کرد گذر به آسمانم نه که روزگار با من سَرِ اتفاق دارد نکنم زدشمنانم گله ای در این زمانه که همین رفیق دیروز دل پر نفاق دارد آیا مشکل وزن دارد
دستیار
شعر شما از نظر معنایی بسیار دلنشین و زیباست. اگر بخواهیم آن را از نظر **وزن و عروض** بررسی کنیم، باید گفت که **بله، در چند بخش ناهماهنگی وزنی (سکته) وجود دارد.**
وزن مبنایی که برای شعر در نظر گرفتهاید، بحر هزج مثمن سالم است:
**مفاعلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل** (یا **مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن**)
بیایید مصراعها را دقیق بررسی و اصلاح کنیم:
---
### ۱. بیت اول:
> **مه من، که روی ماهش مه بیمحاق دارد**
> **همه شب برای دیدن دلم اشتیاق دارد**
* **بررسی:**
* مصراع اول: وزن با تقطیع هماهنگ نیست؛ عبارت «مه من که روی ماهش» از نظر هجایی روان نمینشیند.
* مصراع دوم: «برای دیدن» هجای اضافی دارد («دیـ دَ نِ دلـ مـ اشـ تیـ یاق دارد» با وزن نمیخواند).
* **پیشنهاد اصلاح:**
> *مهِ من که روی ماهش مهِ بیمحاق دارد*
> *شب و روز بهر دیدن، دلم اشتیاق دارد*
*(یا: به دیدارش همیشه دلم اشتیاق دارد)*
---
### ۲. بیت دوم:
> **مگر او به میل خود کرد گذر به آسمانم**
> **نه که روزگار با من سَرِ اتفاق دارد**
* **بررسی:**
* مصراع اول: «گذر به آسمانم» افت وزنی دارد («به میل خود گذر کرد» یا چینش روانتر نیاز دارد).
* مصراع دوم: «نه که روزگار...» وزن را میشکند (کلمه «نه که» هجاها را نامنظم کرده است).
* **پیشنهاد اصلاح:**
> *مگر او به میلِ خود شد گذرا به آسمانم؟*
> *مگر اینکه روزگارم سرِ اتّفاق دارد؟*
*(یا: مگر او گذر نموده به دلِ شبِ سیاهم / مگر این سپهر با من سرِ اتّفاق دارد)*
---
### ۳. بیت سوم:
> **نکنم زدشمنانم گله ای در این زمانه**
> **که همین رفیق دیروز دل پر نفاق دارد**
* **بررسی:**
* مصراع اول: «نکنم ز دشمنانم گلهای در این زمانه» وزن منظمی دارد اما در تراز کامل با بحر مفاعیلن قرار نمیگیرد («گلهای در این» هجای کشیده دارد).
* مصراع دوم: «دلِ پر نفاق دارد» با انتهای مصراعهای دیگر (مفاعیلن / فعولن) همآهنگ نیست و هجای کوتاه/بلند آن کمی سکته دارد.
* **پیشنهاد اصلاح:**
> *گلهای ز دشمنان نیست به پیش من در این دور*
> *که رفیقِ دیرپایم دلی از نفاق دارد*
*(یا: نکنم شکایت از خصم در این زمانه دیگر / چو رفیق روز دیروز، دلی پر از نفاق دارد)*
---
**جمعبندی:**
مضمون، قافیه و ردیف (اشتیاق دارد / اتفاق دارد / نفاق دارد) کاملاً درست و زیبا انتخاب شدهاند؛ فقط نیاز است کلمات در هر مصراع به گونهای جابهجا یا جایگزین شوند که چینش هجاهای کوتاه و بلند (تقطیع) در سراسر شعر یکدست بماند.
کاربر
آیا با فعلات فاعلاتن درست هست
دستیار
خیر، این شعر با وزن **«فعلاتُ فاعلاتن»** (یا وزنهای مشتق از بحر رمل مثل *فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن*) همخوانی ندارد.
دلایل آن:
۱. **الگوی هجایی «فعلاتُ فاعلاتن»:**
این وزن با دو هجای کوتاه و دو هجای بلند آغاز میشود:
`U U - U - U - -` (کوتاه، کوتاه، بلند، کوتاه / بلند، کوتاه، بلند، بلند)
مثل شعر حافظ:
*«سحرم دولتِ بیدار به بالین آمد...»*
۲. **تطبیق با شعر شما:**
شروع بیشتر مصراعهای شما با هجاهای **بلند** است، نه کوتاه؛ برای مثال:
- «مَـ ـهِ مَن کِـ رویِ ما هَش» ⬅️ `U - - U - U - -`
- «هَـ مِـ شَب بَـ رایِ دیـ دَن» ⬅️ `U U - U - U - -` (این مصراع تصادفاً نزدیک به فعلات است، اما ادامه آن یعنی «دلم اشتیاق دارد» نمینشیند).
- «نَـ کُـ نَم زِ دُشـ مَـ نا نَم» ⬅️ `U U - U - U - -` (باز هم ادامه با فاعلاتن تطبیق ندارد).
---
### چطور شعر را روی وزن رمل مخبون («فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن») تنظیم کنیم؟
اگر دوست دارید شعرتان دقیقاً روی همین وزن روان بنشیند، میتوانید کلمات را به این شکل ویرایش کنید:
* **بیت اول:**
> *مَهِ من که رویِ ماهش مهِ بیمحاق دارد*
> *همه شب برای دیدن، دلِ من شتاب دارد* *(یا: دلِ اشتیاق دارد)*
* **بیت دوم:**
> *به ارادهاش گذر کرد مگر از دلِ جهانم؟*
> *یا که چرخِ روزگارم سرِ اتّفاق دارد؟*
* **بیت سوم:**
> *گلهای نمیکنم من ز جفایِ دشمنانم*
> *چو رفیقِ آشنایم دلِ پرنفاق دارد*
در این حالت تمام مصراعها بر وزن موزون و دقیق **«فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن»** جاری میشوند.